خفته در راز به قلم زهرا خزائی
پارت چهل و چهارم :
بلور تمام مسیر تا خونه حتی یک بار هم سعی نکرد حال بلوط رو بهتر کنه.
نه از اون جهت که براش مهم نبود اتفاقاً برعکس.
خوب میدونست بعضی وقتها آدم وقتی حالش خوب نیست، با ده تا جملهی دلسوزانه فقط بیشتر فرو میره توی فکرهاش.
بلوط از وقتی سوار ماشین شده بود، سرش رو به شیشه تکیه داده بود و به خیابونهایی که یکییکی از جلوی چشمش رد میشدن، نگاه میکرد.
Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا خزائی | نویسنده رمان
ممنون از لطف شما نه چرا باید تکراری فرستاده بشه
۲ ماه پیشمحرابی
0ممنون زیبا ودوست داشتنی بود خدا قوت. امیدوارم بتونی دل بکنی ولی ترنم چی میشه فقط بلوطو قبول داره وبهش اعتماد داره
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
اره دقیقا
۲ ماه پیشnili
1نویسنده عزیزم نمیشه پارت ها یکم طولانی تر باشهه🫣🫣🥹🥺🥺🥲🥲
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
سعی میکنم عزیزم
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محمدطاها
0واقعا رمان جذابی هست ولی پارت نویسیش خیلی کوتاه هست و کم هست من همین امروز تمام پارت هاش رو خوندم کاش کتاب کاملی بود تا یه دفعه ای بتونیم بخونیمش اینطوری خیلی سخته که همش منتظر پارت بعدی باشیم تازه اگه پارت بعدیش تکراری هم فرستاده نشه